Repository of Research and Investigative Information

Repository of Research and Investigative Information

Hormozgan University of Medical Sciences

Research project #3167

(2016) بررسي ارتباط سطوح سرمي ويتامين D و IL-10 و IL-35 با شدت گرفتگی عروق کرونر در بيماران مبتلا به گرفتگي عروق کرونر قلب. completed.

[img] Text
Vitamin D.proposal -after revision.doc
Restricted to Registered users only

Download (433kB)

Persian Abstract

بيماري عرق کرونري قلب ( Coronary Artery Disease يا CAD) به نامهاي Ischemic heart disease, Coronary heart disease (CHD) نيز شناخته شده است(SHAFI, YADAIN et al.). CAD يکي از متداول ترين حالات بيماري قلبي است که به علت آترواسکلروزيس (تصلب شريان) ايجاد مي شود و در آن لايه داخلي(Intima) عروق تغذيه رساني قلب دچار تنگي يا گرفتگي شده و با حمله هاي قلبي و آنژينا (درد قفسه سينه) همراه است(Rosamond, Chang et al. 2012, Sakakura, Nakano et al. 2013). آترواسکلروز با ايجاد يک ضايعه يا (Atheroma) در ديواره داخلي عروق ايجاد مي گردد. هيپرکلسترولمي موجب فعال شدن موضعي سلول‌هاي اندوتليوم در عروق و رسوب ليپويروتئين‌ها، به ويژه LDL، در لايه داخلي عروق عامل اصلي در شروع روند تشکيل آتروم مي باشد. مطالعات قبلي نشان داده اند که سيستم ايمني در فرايند ايجاد آتروم و التهاب ديواره عروق نقش مهمي دارد. اکسيداسيون ليپوپروتئين‌هاي رسوب کرده در ديواره عروق توسط ماکروفاژها صورت ميگيرد و LDLهاي اکسيده شده خود محرک واکنش‌هاي التهابي بوده موجب جذب مونوسيت‌هاي خون و تکثير ماکروفاژهاي حاصل از مونوسيت‌هاي جذب شده مي‌گردند(Libby 2012). اين واکنش‌هاي التهابي براي از بين بردن LDLهاي اکسيده شده پديد مي‌آيد. در شرايط هايپرکلسترولمي، پاسخ‌هاي التهابي که براي خنثي کردن اثر LDLهاي اکسيده شده آغاز مي‌شوند نمي‌توانند عملکرد خود را کامل کنند و در عوض چرخه التهاب، اکسيده شدن ليپوپروتئين‌ها و بروز التهاب بيشتر در عروق را به دنبال خواهد داشت. لنفوسيت‌هاي T که از مراحل اوليه در ضايعه آترواسکلروتيک حضور دارند واکنش‌هاي التهابي را به صورت يک چرخه معيوب تشديد مي‌کنند. سلول‌هاي ماکروفاژ ليپوپروتئين‌هاي اکسيد شده را مي‌بلعند و سيتوپلاسم آن‌ها از قطرات حاوي استرهاي کلسترول پر شده و به آن‌ها ظاهر حباب دار و کف آلود (Foam cells) مي‌دهد. به علاوه پلاکتها به محل ضايعه افزوده مي شوند و در نهايت پلاک تنگ کننده عروق ايجاد مي شود(Krishnan and ,Feldman 2011, Libby 2012 Sakakura, Nakano et al. 2013). در محل ايجاد پلاک، سلولهاي مختلفي وجود دارند که سايتوکاينهاي مختلف التهابي و همچنين ضد التهابي (pro and anti-inflammatory cytokines) را ترشح مي کنند(,Hamilton, Ma et al. 1990 Malden, Chait et al. 1991). اين سايتوکاينها اثرات متضادي دارند و توازن بين سايتوکاينهاي التهابي و ضد التهابي در شدت و استحکام پلاک ايجاد شده نقش دارد(Autieri 2012). به عنوان مثال سايتوکاينهاي التهابي نظير IL-1β، IL-6، IL-8، TNF-α و IL-18 در محل ايجاد پلاک مشاهده شده اند(Blankenberg, Tiret et al. ,2002, Skoog, Dichtl et al. 2002, Tedgui and Mallat 2006 Ait-Oufella, Taleb et al. 2011). همچنين نشان داده شده که سايتوکاينهاي ضد التهابي نظير IL-10، IL-19 و TGF-β نيز در پلاکهاي ايجاد شده در عروق وجود دارند(Oral, ,Kotenko et al. 2006 Jain, Gabunia et al. 2011). مطالعات مختلف نشان داده اند که سطح سرميIL-6 و ديگر فاکتورهاي التهابي نظير IL-1، IL-2،IL-23 ، TNF-α، IFN گاما در بيماران مبتلا به اترواسکلروز افزايش مي يابد(Libby 2012). علاوه بر سيستم ايمني، عوامل ديگري نيز در ابتلا به اين بيماري موثرند. سن، جنس، ديابت مليتوس و هايپرلپيديمي، فشار خون بالا و کشيدن سيگار(Ren and She 2015) از جمله عوامل موثر در ايجاد CAD مي باشند(Tousoulis, Siasos et al. 2012, Ren and She 2015). در اين ميان، افزايش سن يکي از مهم ترين فاکتورهاي خطر ابتلا به اين بيماري است(Schröder, Müller-Werdan et al. 2013). يکي ديگر از عواملي که اخيرا نقش آن در ارتباط با بيماريهاي قلبي مورد توجه قرار گرفته است، ويتامين D مي باشد(,Zittermann 2006 Zittermann 2014). ويتامين D جهت هموستاز کلسيم و مينراليزاسيون استخوان ها بخصوص در دوران رشد ضروري مي باشد. کمبود ويتامين D منجر به Rickets و Osteomalacia مي گردد(Root and Diamond 2002). کلسترول پيش ساز ويتامين D بوده که پس از تغييراتي در پوست به کبد انتقال يافته و تحت تنظيم هورمون پاراتيروئيد به 25 هيدروکسي ويتامين D تبديل مي شود. هيدروکسيله شدن بيشتر اين ويتامين يعني1و25 هيدروکسي ويتامين D در کليه ها انجام مي شود(Condamine, Menaa et al. 1994). ويتامين D دامنه ي وسيعي از فعاليت ها را در بدن به عهده دارد و اثرات فيزيولوژيک آن تنها محدود به استخوان نيست. گيرنده ويتامين D در بسياري از بافتها از جمله ماهيچه صاف عروق، سلولهاي اندوتليال و سلولهاي عضلاني و عروق قلب وجود دارد (Merke, Hofmann ,et al. 1987 Merke, Milde et al. 1989). اخيرا مطالعاتي در رابطه با ارزيابي نقش اين ويتامين در بيماريهاي قلبي صورت گرفته که نشان داده است کمبود ويتامين D ريسک ابتلا به بيماري قلبي گرفتگي عروق کرونر را افزايش مي دهد. به علاوه حفظ ميزان اين ويتامين در محدوده نرمال در بدن خطر ابتلا به بيماري قلبي- عروقي، فشارخون، سکته مغزي و سندرم متابوليک را کاهش مي دهد (Wang, Pencina et al. 2008). بيشترين متابوليت ويتامين D در سرم 25OH D مي باشد که نيمه عمري بين 10 تا 19 روز دارد. اين فرم ويتامين D بهترين شاخص براي اندازه گيري ويتامين جذب شده از طريق غذا و توليد شده در پوست مي باشد. مقادير کمتر از nmol/L 25 بعنوان کمبود کامل ويتامين و مقادير کمتر ازnmol/L 80 به عنوان مقادير ناکافي ويتامين D در نظر گرفته مي شوند (Hock, ,CENTRELLA et al. 1988 Condamine, Menaa et al. 1994). تاثير ويتامين Dبر عروق قلبي از طريق تنظيم فعاليت سيستم Renin-Angiotensin(Lee, O'Keefe et al. 2008)، کاهش دادن فشارخون(Hock, CENTRELLA et al. 1988) و با داشتن اثرات ضد التهابي(Zittermann 2014)، ضد ديابتيک (Hock, CENTRELLA et al. 1988) و اثرات آنتي ترومبوتيک(,Artaza and Norris 2009 Bae, Singh et al. 2013) اعمال ميگردد. کمبود ويتامينD مي تواند به عنوان يک مارکر خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي- عروقي در نظر گرفته شود(Lee, ,O'Keefe et al. 2008 Mozos and Marginean 2015). ويتامين Dالتهاب را از طريق چندين مسير همچون ممانعت از ساخت پروستاگلندين ها و مهار مسيرهاي سيکلواکسيژناز2 و کاهش متالوپروتئيناز9 ماتريکسي التهاب را کاهش مي دهد (Zittermann, Schleithoff et al. 2005, Krishnan and Feldman 2011). مشخص شده است که سلولهاي مختلف سيستم ايمني شامل لنفوسيتهاي T، نوتروفيلها، ماکروفاژها و سلولهاي دندريتيک همگي داراي گيرنده براي ويتامين D مي باشند(,Bhalla, Amento et al. 1984 Brennan, Katz et al. 1987). بويژه ميتامين D در تمايز و بلوغ رده خاصي از سلولهاي ايمني بنام سلولهاي T تنظيمي (regulatory T- cells) نقش دارد که سايتوکاينهاي ضد التهابي نظير IL-10 و IL-35 را ترشح مي کند (Rubtsov, Rasmussen et al. 2008, Baeke, Takiishi et al. 2010). از طرف ديگر، اين ويتامين توليد سايتوکاينهاي التهابي نظير IL-17 و IL-21 را توسط سلولهاي سيستم ايمني کاهش مي دهد(von Essen, Kongsbak et al. 2010).

Title

Study of the association between vitamin D, IL-10 and IL-35 in sera of patients with coronary artery occlusion.

Item Type: Research project
Subjects: biochemistry
Divisions: Research Vice-Chancellor Department > Food Health Research Center
Depositing User: مركز تحقيقات سلامت مواد غذایی
URI: http://eprints.hums.ac.ir/id/eprint/3167

Actions (login required)

View Item View Item